انقلاب ایران

نمایندگی پایگاه حضرت ابوالفضل محمود آباد

دانلود

تصاویر و کلیپ هایی از پایگاه                  دانلود با

 

 حجم 10 مگابایت

  
نویسنده : مجتبی شمسی ; ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٩


اهم برنامه های اجرایی دهه فجر از راهنمایی طالقانی میبد 21/11/88

1-    قرائت روز شمار انقلاب در مراسم صبحگاه (هر روزه دهه فجر)و اهدا جایزه به قید قرعه به 3نفر از دانش آموزانی که به سوالات

مطرح شده از روز شمار انقلاب پاسخ صحیح داده بودند

2-    برگزاری یک دوره مسابقه شطرنج بین دانش آموزان آموزشگاه به مناسبت دهه فجر.

3-    بر گزاری مسابقه تهیه شعار های زمان انقلاب و اهدا جایزه به قید قرعه به 3 نفر از دانش آموزانی که بیشترین شعار تهیه کرده بودند.

4-    سخنرانی و بیان خاطرات دوران پیروزی انقلاب توسط مدیر آموزشگاه در مراسم صبحگاه.

 

۵-    تهیه و قرائت مقاله ای به مناسبت روز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در مراسم صبحگاه 19/11/8۸ توسط یکی از دانش آموزان.

۶-   قرائت زیارت عاشورا در مراسم صبحگاه پنجشنبه۱۵/11/۸۸ با حضور کلیه دانش آموزان آموزشگاه.

۷-  بر گزاری آزمون مرحله دوم آموزش مقدماتی بسیج  مخصوص کلاس سوم راهنمایی در روزدوشنبه ۱۹/11/۸۸

۸-    شرکت   دانش آموزان آموزشگاه در مسابقات فرهنگی هنری شهرستان در دهه ی مبارک فجر

۹-   بر گزاری یک دوره مسابقه تنیس روی میز به مناسبت دهه فجر

۱۰- برگزاری یک دوره مسابقه فوتسال بین تیم های سه پایه تحصیلی در ایّام الله دهه فجر و اهدا جوائزی به تیم های اوّل ودوم

۱۱-   غبار روبی وعطر افشانی قبور شهدا محل توسط دانش آموزان عضو بسیج دانش آموزی آموزشکاه در پنجشنبه ۱۵/11/8۸

۱۲-  قرائت زیارت عاشورا توسط دانش آموزان عضو بسیج دانش آموزی در گلزار شهدای محمودآباد درمورخ۱۵/11/8۸

۱۳-   شرکت دانش آموزان آموزشگاه در مسابقات فرهنگی ،هنری مرحله شهرستان در دهه فجر

۱۴-شرکت یگ گروه از دانش آموزان عضو بسیج دانش آموزی در نماز جمعه 

۱۵- شرکت دانش آموزان آموزشگاه در راهپیمایی یوم الله 22 بهمن همراه با پارچه نوشته

در ضمن برنامه جشن پیروزی انقلاب در روز چهار شنبه21/11/8۸ به قرار زیر برگزار شد .

۱۶-قرائت قرآن توسط یکی از دانش آموزان

۱۷-اجرای سرود جمهوری اسلامی ایران توسط همه دانش آموزان

۱۸- بیان خاطرات دوران انقلاب  (بهمن 57) توسط مربی پرورشی

۱۹- اجرای چند نمایشنامه توسط دانش آموزان آموزشگاه

۲۰- قرائت دکلمه ای تحت عنوان بامداد پیروزی توسط یکی از دانش آموزان

۲۱- اهدا جوئز به 46 نفر از دانش آموزان رتبه اوّل تا سوم درسی هر پایه،تنیس روی میز ، شطرنج، مسابقه گلباران ، فوتسال ،اخلاقی و...

۲۲- پخش و توزیع شیرینی بین دانش آموزان آموزشگاه

  
نویسنده : مجتبی شمسی ; ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥


مقاله/آزادی مطبوعات پس از انقلاب

مقالات انقلابی

در هر کشوری‌ یکی‌ از شاخاهای‌ توسعه‌ را رشد مطبوعات‌ مستقل‌، آزاد و کثرت‌گرا می‌دانند. هرچند پدیده‌ مطبوعات‌ مستقل‌ و کثرت‌گرا محصول‌ غرب‌ است‌، اما این‌ الگو در ممالک‌ شرقی‌ نیز مورد توجه‌ قرار گرفت‌. ورود مطبوعات‌ به‌ کشورهای‌ جهان‌ سوم‌ و از جمله‌ ایران‌ همزمان‌ بود با افول‌ مطبوعات‌ استبدادی‌ غرب‌ و آغاز و پیدایش‌ مطبوعات‌ آزادی‌گرا و روزنامه‌های‌ تجاری‌ و خبری‌. اولین‌ روزنامه‌های‌ شکل‌ گرفته‌ در ایران‌ مشی‌ استبدادی‌ داشتند چرا که‌ صنعت‌ چاپ‌ و مسائل‌ مربوط‌ به‌ آن‌ زمانی‌ به‌ صحنه‌ ایران‌ آمدند که‌ ایران‌ هنوز تحت‌ حاکمیت‌ پادشاهان‌ خودکامه‌ و اقتدارگرا قرار داشت‌. در نتیجه‌ طبیعی‌ بود که‌ مطبوعات‌ تحت‌ کنترل‌ قدرت‌ دولت‌ و در جهت‌ حفظ‌ منافع‌ طبقه‌ حاکم‌ باشد. لذا تعجبی‌ ندارد که‌ نخستین‌ روزنامه‌ها در ایران‌ روزنامه‌هایی‌ بودند که‌ پشتیبان‌ سیاست‌های‌ حاکم‌ و در خدمت‌ قدرت‌ دولت‌ بودند.

 

با انقلاب‌ مشروطه‌ و نهضت‌ آزادیخواهی‌، مردم‌ ایران‌ خواستار اصلاحات‌ عمیق‌ سیاسی‌،فرهنگی‌ و... شدند که‌ یکی‌ از پیامدهای‌ این‌ نهضت‌، تبلور مطبوعات‌ مردمی‌،کثرت‌گرا و طرفداران‌ قانون‌ بود. با پشت‌ سر گذاشتن‌ حکومت‌های‌ وابسته‌ به‌ استعمار و امپریالیسم‌ قاجار و پهلوی‌، به‌ انقلاب‌ سال‌ 1357 می‌رسیم‌.در مدت‌ این‌ 142 سال‌ روزنامه‌نگاری‌ کشور ما تابع‌ روزنامه‌نگاری‌ غرب‌ بود و آن‌ را تجربه‌ کرد. این‌ مقاله‌ سعی‌ دارد تا با تحلیل‌ تاریخی‌ آزادی‌ مطبوعات‌ در بعد از انقلاب‌ اسلامی‌ فرازها و فرودهای‌ آن‌ را در طول‌ 26 سال‌ در معرض‌ دید افکار عمومی‌ قرار دهد.

1. مطبوعات‌ در دوره‌ بهار آزادی‌

در بهار آزادی‌ سال‌ 57 که‌ تمام‌ ارکان‌ رژیم‌ سلطنتی‌ پهلوی‌ از هم‌ گسست‌،تیغ‌ سانسور نیز برندگی‌ خود را از دست‌ داد و به‌ دنبال‌ آن‌ شاهد حضور نشریات‌ متعدد با مضامین‌ مختلف‌ سیاسی‌،اجتماعی‌ و... بودیم‌ که‌ اغلب‌ آنها یا صاحب‌ امتیاز و مدیرمسوول‌ نداشتند و یا حتی‌ بعضی‌ از آنها تاریخ‌ انتشار هم‌ نداشتند و از روزانه‌ گرفته‌ تا هفته‌یی‌ یکبار، دو هفته‌ یکبار و چند ماه‌ یکبار و سالی‌ یکبار متغییر بود.

براساس‌ یک‌ گزارش‌ مستند تنها در 5 ماهه‌ اول‌ انقلاب‌ تعداد 67 عنوان‌ روزنامه‌ یومیه‌، هفتگی‌ و ماهانه‌ در تهران‌ و شهرستان‌ها منتشر شد. با استقرار نظام‌ اسلامی‌، تمام‌ بنیان‌های‌ وابستگی‌ فرو ریخت‌ و همگان‌، از جمله‌ روزنامه‌نگاران‌،فرصت‌ یافتند دوران‌ جدیدی‌ را تجربه‌ کنند. گفتنی‌ است‌ که‌ بیش‌ از 1200 نشریه‌ که‌ از اولین‌ ماه‌های‌ پیروزی‌ انقلاب‌ تا پایان‌ 6 ماهه‌ اول‌ سال‌ 64 منتشر می‌شدند نزدیک‌ به‌ 800 نشریه‌ به‌ علل‌ گوناگون‌ تعطیل‌ یا توقیف‌ شدند. یکبار در مرداد سال‌ 58 قریب‌ به‌ 22 روزنامه‌ و مجله‌ توقیف‌ شدند که‌ تعدادی‌ از این‌ نشریات‌ مربوط‌ به‌ سازمان‌ها و احزاب‌ سیاسی‌ بودند. اسامی‌ برخی‌ نشریات‌ به‌ شرح‌ زیر است‌: پیکار، کار، مردم‌، جوان‌، کارگر، بهلول‌، حاجی‌بابا، امید ایران‌، تهران‌ مصور، یولداش‌، تهران‌، آزاد، آزادی‌،گزارش‌ روز و...

توقیف‌ یکباره‌ مطبوعات‌ در این‌ سال‌ها به‌ دلیل‌ التهاب‌ها، بحران‌ها و تنگناهای‌ سیاسی‌ که‌ انقلاب‌ با آن‌ روبرو بود،می‌توانست‌ این‌ جو ملتهب‌ را آرام‌ کند. البته‌ این‌ مساله‌ از طرفی‌ آزادی‌ مطبوعات‌ را که‌ انقلاب‌ نوید آن‌ را داده‌ بود،مخدوش‌ ساخت‌.

در زمینه‌ سانسور مطبوعات‌ در ابتدای‌ انقلاب‌ محسنیان‌راد می‌نویسد: 142 سال‌ مطبوعات‌ زیر سلطه‌ سانسور،فرزندانی‌ خواهد داشت‌ که‌ نخواهند آموخت‌ در شرایط‌ بدون‌ سانسور چگونه‌ عمل‌ کنند و شاید همین‌ امر باعث‌ شده‌ که‌ هر گاه‌ شرایط‌ آزادی‌ مطبوعات‌ شکل‌ گرفته‌، مطبوعات‌ فحاش‌ متولد شده‌اند زیرا انتقاد بدون‌ فحاشی‌ و مستدل‌ و آگاه‌ کننده‌ نیاز به‌ تخصا،تجربه‌، آگاهی‌ و توانایی‌های‌ فکری‌ مختلفی‌ دارد که‌ برای‌ روزنامه‌نگاران‌ ما چنین‌ فرصتی‌ به‌ صورت‌ مستمر هرگز به‌ وجود نیامده‌ است‌.

به‌ نظر می‌رسد عدم‌ آشنایی‌ با شیوه‌های‌ معقول‌ انتقاد و نقد سازنده‌، یکی‌ از عواملی‌ باشد که‌ باعث‌ توقیف‌ مطبوعات‌ در اوایل‌ انقلاب‌ شد، در حالی‌ که‌ این‌ توقیف‌ها و پایمال‌ کردن‌ آزادی‌ بیان‌ در این‌ دوره‌ بیشتر ناشی‌ از شرایط‌ انقلاب‌ و فضای‌ حاکم‌ بر آن‌ زمان‌ بود.

بعد از انقلاب‌ سال‌ 57 مطبوعاتی‌ که‌ در قبل‌ از انقلاب‌ توقیف‌ شده‌ بودند، دوباره‌ منتشر شدند. سال‌ 58 اوج‌ انتشار مجلات‌ تجدید چاپ‌ شده‌ بود. در این‌ سال‌ 20 روزنامه‌ و نشریه‌ که‌ قبلا منتشر می‌شدند دوباره‌ قدم‌ به‌ عرصه‌ مطبوعات‌ گذاشتند این‌ در حالی‌ بود که‌ در سال‌ 57 تنها 7 یا 8 نشریه‌ مجددا انتشار یافته‌ بودند. اکثر این‌ نشریات‌ تا پایان‌ سال‌ 59 و اواسط‌ 60 به‌ تدریج‌ توقیف‌ یا تعطیل‌ شدند.

انقلاب‌ در حالی‌ که‌ تنها 4 روزنامه‌ مطرح‌ در کشور وجود داشت‌، به‌ پیروزی‌ رسید. کیهان‌ و اطلاعات‌ که‌ به‌ ترتیب‌ به‌ مصباح‌زاده‌ و مسعودی‌ تعلق‌ داشتند، بعد از انقلاب‌ تحت‌ نظارت‌ رهبری‌ درآمدند. رستاخیر منحل‌ و آیندگان‌ هم‌ بعد از مدتی‌ تعطیل‌ شد که‌ بعدها روزنامه‌های‌ صبح‌ آزادگان‌ و ابرار و بشیر و جهان‌ اسلام‌ در آنها به‌ فعالیت‌ پرداختند. سال‌ 58 الی‌ 60 عرصه‌ فعالیت‌ مطبوعات‌ کشور شاهد حضور نشریات‌ افراد مسوول‌ در نظام‌ مانند نشریه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ متعلق‌ به‌ بنی‌صدر و نشریه‌ میزان‌ و دیگر نشریات‌ گروه‌های‌ سیاسی‌ موجود در جامعه‌ بود.

از ویژگی‌های‌ عام‌ مطبوعات‌ در این‌ دوره‌ می‌توان‌ حذف‌ عملی‌ نظام‌ امتیازدهی‌ نشریات‌ بود. این‌ در حالی‌ بود که‌ شورای‌ نگهبان‌ در سال‌ 58 درباره‌ مطبوعات‌، قانونی‌ را به‌ تصویب‌ رسانده‌ بود که‌ عملا این‌ قانون‌ اجرا نمی‌شد و همانطور که‌ قبلا گفته‌ شد نشریات‌ متعددی‌ بدون‌ مجوز و امتیاز منتشر می‌شدند. در این‌ دوره‌ ما شاهد بودیم‌ که‌ مطبوعات‌ دولتی‌ یا شبه‌ دولتی‌ چون‌ کیهان‌ و اطلاعات‌ از تیراژ بالایی‌ برخوردار بودند و به‌ دلیل‌ فضای‌ خاص‌ این‌ دوره‌ نقش‌ بسیار فعالی‌ را ایفا کردند و در زمانی‌ که‌ 48 درصد مردم‌ بی‌سواد بودند و جمعیت‌ کشور نصف‌ جمعیت‌ امروز بود و آموزش‌ عالی‌ نیز در سطح‌ پایین‌ قرار داشت‌ روزنامه‌یی‌ چون‌ کیهان‌ به‌ تیراژ نیم‌ میلیونی‌ رسید. که‌ حتی‌ به‌ استناد بعضی‌ مدارک‌، روزنامه‌ کیهان‌ در اوج‌ انقلاب‌ به‌ تیراژ یک‌ میلیونی‌ نیز رسیده‌ بود که‌ این‌ مساله‌ برآیند پیروزی‌ انقلاب‌ و فضای‌ سیاسی‌ حاکم‌ بود.

در این‌ دوره‌ مطبوعات‌ فاقد استانداردهای‌ حرفه‌یی‌ بودند و اندک‌ مطبوعاتی‌ که‌ قواعد حرفه‌یی‌ تا حدودی‌ در آنها رعایت‌ می‌شد به‌ جریان‌ لاییک‌ تعلق‌ داشت‌. همچنین‌ در این‌ دوره‌ رژیم‌ حقوقی‌ خاصی‌ به‌ اجرا گذارده‌ نمی‌شد یعنی‌ می‌توان‌ گفت‌ اساسا دادگستری‌ وارد حوزه‌ مطبوعات‌ نمی‌شد و کار رسیدگی‌ در شعب‌ عادی‌ صورت‌ می‌پذیرفت‌.

شایان‌ ذکر است‌ که‌ در این‌ دوره‌ به‌ دلیل‌ اهمیت‌ مطبوعات‌ و فقدان‌ ساختارهای‌ حقوقی‌ لازم‌ از یکسو و شکل‌گیری‌ انواع‌ توطئه‌های‌ شیطانی‌ از سوی‌ دیگر اجازه‌ نمی‌داد به‌ انتظار تدوین‌ قانون‌ و تشکیل‌ قوه‌ مقننه‌ نشست‌. از این‌ رو تنها شش‌ ماه‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ در تاریخ‌ بیستم‌ مردادماه‌ 58، نخستین‌ مقررات‌ مطبوعاتی‌ در نظام‌ جدید به‌ تصویب‌ شورای‌ انقلاب‌ رسید. با نگاهی‌ به‌ این‌ لایحه‌، تاثیر شرایط‌ انقلاب‌ و همچنین‌ شتابزدگی‌ در تدوین‌ آن‌ بخوبی‌ مشهود است‌ که‌ از جمله‌ می‌توان‌ به‌ ممنوعیت‌ مقامات‌ رژیم‌ پیشین‌ از انتشار نشریه‌، تکمیل‌ اعضای‌ هیات‌ نظارت‌ بر مطبوعات‌، جرم‌ شناختن‌ سانسور و تعیین‌ مجازات‌ برای‌ آن‌ و به‌ رسمیت‌ شناختن‌ انجمن‌های‌ صنفی‌ روزنامه‌نگاری‌ و بالاخره‌ توجه‌ به‌ هیات‌ منصفه‌ و نحوه‌ انتخاب‌ آن‌ برای‌ حضور در دادرسی‌های‌ مطبوعاتی‌ از ویژگی‌های‌ آن‌ مصوبه‌ است‌. گرچه‌ این‌ لایحه‌ برخی‌ از اصول‌ آزادی‌ مطبوعات‌ را در خود آورده‌ است‌، اما به‌ دلیل‌ روشن‌ نبودن‌ جایگاه‌ مطبوعات‌ در جامعه‌ و مبهم‌ بودن‌ چگونگی‌ طرح‌ مسائل‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ و اقتصادی‌ و غیره‌ از یکسو و نبودن‌ شخصیت‌ حقوقی‌ مدافع‌ خبرنگاران‌ و روزنامه‌نگاران‌ و نداشتن‌ جایگاه‌ مناسب‌ روزنامه‌نگاری‌ و نبود نظام‌ مطبوعاتی‌ در جامعه‌ و بین‌ مردم‌ از دیگر سو باعث‌ ایجاد دیدگاه‌های‌ سلیقه‌یی‌ در پاره‌یی‌ موارد و برخوردهای‌ تنگ‌نظرانه‌ با مقوله‌ مطبوعات‌ و آزادی‌ آنها گردید که‌ نهایتا به‌ سانسور و توقیف‌ منجر شد.

2. مطبوعات‌ در دوران‌ 8 سال‌ دفاع‌ مقدس‌

از پاییز 59 تا تابستان‌ 67 در این‌ دوره‌ به‌ دلیل‌ شرایط‌ ویژه‌ جنگ‌ عراق‌ علیه‌ ایران‌، روند محدودیت‌های‌ مطبوعاتی‌،شدت‌ بیشتری‌ یافت‌. در مهرماه‌ و سپس‌ اسفندماه‌ سال‌ 1359 تعدادی‌ نشریات‌ سازمان‌های‌ سیاسی‌ و چند روزنامه‌ تعطیل‌ شدند. به‌ دنبال‌ آن‌،وزارت‌ ارشاد در فروردین‌ 1360،براساس‌ اطلاعیه‌یی‌ مدیران‌ مطبوعات‌ را به‌ تجدید اجازه‌ انتشار آنها ملزم‌ کرد. در 16 خرداد 60 نیز به‌ توصیه‌ شورای‌ میانجیگری‌ مطبوعات‌ و حکم‌ دادستانی‌ انقلاب‌ 6 روزنامه‌ و نشریه‌ هفتگی‌ وابسته‌ به‌ گروه‌های‌ مخالف‌ تعطیل‌ شدند و بر همین‌ اساس‌ در اواخر بهار 1360، تعداد نشریات‌ به‌ 62 عنوان‌ کاهش‌ پیدا کرد. از آن‌ پس‌ در تهران‌ چهار روزنامه‌ روزانه‌ فارسی‌ شامل‌ دو روزنامه‌ عصرأ اطلاعات‌ و کیهان‌ و دو روزنامه‌ صبح‌أ جمهوری‌ اسلامی‌ و صبح‌ آزادگان‌ به‌ انتشار خود ادامه‌ دادند. در این‌ زمان‌ در کنار روزنامه‌های‌ روزانه‌،فقط‌ 8 نشریه‌ هفتگی‌ شامل‌ سروش‌، جوانان‌ امروز، اطلاعات‌ هفتگی‌ و راه‌ زینب‌ و زن‌ روز و همچنین‌ امت‌،اتحاد و اتحاد مردم‌ منتشر می‌شدند که‌ سه‌ نشریه‌ اخیر هم‌ چند ماه‌ بعد تعطیل‌ گردیدند. از آن‌ پس‌ شاهد کاهش‌ تیراژ روزنامه‌ بودیم‌ بطوری‌ که‌ تیراژ روزنامه‌های‌ اطلاعات‌ و کیهان‌، که‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ هر کدام‌ مدتی‌ بیش‌ از یک‌ میلیون‌ نسخه‌، به‌ چاپ‌ می‌رساندند، به‌ یک‌ پنجم‌ و حتی‌ کمتر از آن‌ تقلیل‌ پیدا کرد.

البته‌ باید یادآوری‌ کرد که‌ تشدید محدودیت‌های‌ مطبوعاتی‌ در این‌ دوره‌ بیشتر تحت‌ تاثیر رقابت‌ها و مخاصمات‌ سیاسی‌ گروه‌های‌ خواستار قدرت‌ و مخصوصا برخوردهای‌ خشونت‌آمیز و ترور دسته‌جمعی‌ رهبران‌ سیاسی‌ و مذهبی‌ در تابستان‌ 1360 صورت‌ گرفت‌ و جنگ‌ عراق‌ علیه‌ ایران‌ بر ادامه‌ آن‌ تاثیر گذاشت‌.

  
نویسنده : مجتبی شمسی ; ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥
تگ ها :


مقاله/ آیا نظام جمهوری اسلامی کارآمد و موفق بوده است؟

مقالات انقلابی

  • آیا نظام جمهوری اسلامی کارآمد و موفق بوده است؟


از مباحث بسیار مهم و بحث‌انگیز در اندیشة سیاسی، بحث کارآمدی[1] نظام سیاسی اسلامی است.

این بحث از آن رو اهمیت فوق العاده یافته و می‌یابد که به جنبه‌های عینی و عملی موفقیت یک نظام در تحقق اهداف و برنامه‌هایش و وضعیت مادی و معنوی مردم نظر دارد.

 با اذعان به این مطلب که مباحث، چالش‌ها و پرسش‌های نظری به لحاظ مبنایی بر مباحث، چالش‌ها و پرسشهای عملی تقدم دارند، اما در نگاه عموم این پرسش که یک نظام سیاسی چه مقدار در عمل کارآمد است، پرسشی جدّی‌تر و عینی‌تر می‌نماید.

هر چند پرسش از کارآمدی نظام سیاسی اسلام از بدو تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران، و حتّی پیش از آن، از دغدغه‌ها و پرسش‌های مطرح در میان برخی نخبگان داخلی و خارجی بود،[2] اما اینک پس از گذشت بیش از دو دهه از حاکمیت این نظام و پیدایش چالش‌ها و موانع کوچک و بزرگ و جریان‌های فکری دگراندیش در برابر آن، به ویژه در چند سال اخیر، به نظر می‌رسد این پرسش به جدی‌ترین و مهم‌ترین، پرسش نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

این در حالی است که توجه دادن به این مطلب همواره یکی از محورهای اصلی در بیانات معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خمینی (ره) [3] و مقام معظم رهبری بوده است. در این گفتار تلاش شده تا به اختصار با ارائه توصیفی واقع گرایانه از اهداف، امکانات و موانع جمهوری اسلامی ایران، راه برای ارزیابی کارآمدی این نظام هموارتر و فضای حاکم بر این بحث شفاف‌تر گردد.

اما ابتدا لازم است دربارة برخی مفاهیم و مباحث کلیدی، نظیر مفهوم کارآمدی و نسبت آن با مشروعیت، توضیحاتی ارائه شود: 

 1. تعریف کارآمدی دربارة کارآمدی تعاریف متعددی بیان شده است. [4] اما آنچه از مجموع این تعاریف به دست می‌آید و به نظر می‌رسد که به صحت قرین باشد این است که: کارآمدی یعنی «موفقیت در تحقق اهداف با توجه به امکانات[5] و موانع». از این رو کارآمدی هر پدیده بر اساس سه شاخصة اهداف، امکانات و موانع آن پدیده مشخص می‌گردد.

هر قدر پدیده‌ای[6] با توجه به سه شاخصة مذکور در تحقق اهدافش موفق باشد به همان مقدار کارآمد است. چنین تعریفی از کارآمدی، ‌تعریفی پراگماتیستی نیست، زیرا در تعاریف پراگماتیستی صرفاً سود و فایدة عملی فارغ از هرگونه جهت‌گیری ارزشی، معیار است.

 حال آن که بر اساس این تعریف، همان گونه که خواهیم دید، مؤلفه‌های ارزشی و کیفی از بالاترین مقدار اهمیت برخوردارند. همچنین این تعریف با نظریة بسیار مشهور در باب کارآمدی با نام «تئوری توفیق» [7] متفاوت است.

زیرا اولاً؛ طبق تئوری توفیق فقط «اهداف ذاتی» ملاک هستند، نه اهداف تبعی و ارزیابی کارآمدی هر سازمان تنها باید براساس سنجش موفقیت نهایی آن سازمان در تحقق اهداف ذاتی‌اش مشخص شود. ثانیا؛ از آنجا که در این نظریه تنها تحقق اهداف مهم است، ابزار و روش تحقق آن مهم نیست و تفاوتی نمی‌کند و از هر وسیله‌ای می‌توان برای رسیدن به اهداف استفاده کرد.

اما همان گونه که خواهیم دید بر اساس تعریف ارائه شده هر چند میان اهداف اصلی، ذاتی، نهایی،کمی و کیفی تفاوت است، اما در سنجش کارآمدی هر یک از این اهداف ارزش و سهم خاص خود را دارا می‌باشد، افزون بر این، نظام ارزشی که تعیین کننده اهداف است، اجازه نمی‌دهد از هر وسیله‌ای برای دستیابی به هدف استفاده شود. همچنین در نظریة توفیق به تأثیر امکانات و موانع در راه رسیدن به اهداف توجّهی نشده است.

با توجه به تعریف کارآمدی چند نکتة اساسی به شرح ذیل قابل بیان است:

1ـ1. کارآمدی امری نسبی است اگر به نوع پرسش‌هایی که دربارة کارآمدی پدیده‌های گوناگون مطرح می‌شود دقت کنیم، ‌در می‌یابیم که گویا در تلقی افراد، کارآمدی امری مطلق است. اما آیا واقعاً چنین است؟ پاسخ این پرسش گرچه به لحاظ نظری مشکل نیست، توجه به آن می‌تواند در فهم، قضاوت و ارزیابی در باب کارآمدی مفید باشد. از آن جا که هر پدیده اهداف، امکانات و موانع خاص خود را دارد به راحتی می‌توان دریافت که کارآمدی امر نسبی است و کارآمدی هر پدیده مخصوص خود آن است. از این گذشته با توجه به این که اهداف، امکانات و موانع یک پدیدة خاص نیز می‌تواند تغییر کند، کارآمدی هر پدیده خاص در حالات و شرایط گوناگون متفاوت است. اهمیت توجه به این نکته آن گاه روشن‌تر می‌گردد که بخواهیم دربارة کارآمدی پدیده‌های زمانمند داوری کنیم. برای مثال یک نظام سیاسی امری زمانمند و دارای مراحل است که در زمانهای مختلف می‌تواند از امکانات و موانع و اهداف متفاوت برخوردار باشد. از این رو کارآمدی نظام سیاسی را باید در شرایط و مراحل گوناگون، جایگزینی،[8] استقرار،[9] تثبیت اولیه،[10] گذار،[11] و ثبات،[12] جداگانه بررسی و ارزیابی کرد. البته کارآمدی کل برابر است با حاصل جمع (جبری) کارآمدی‌های مراحل گوناگون.

 2ـ1. کارآمدی جزء ـ کل در مقام ارزیابی کارآمدی یک پدیدة مرکب، نظیر نظام سیاسی، آیا می‌توان بر اساس کارآمدی یا ناکارآمدی یک جزء، آن پدیده را کارآمد یا ناکارآمد دانست؟ برای مثال آیا می‌توان به دلیل کارآمدی یا ناکارآمدی یکی از قوای سه گانه یک حکومت آن حکومت را کارآمد یا ناکارآمد دانست؟ دربارة یک دانشکده یا یک مدرسه با توجه به زیر مجموعه‌های آنها چه طور؟ بر اساس تعریف کارآمدی، به لحاظ منطقی پاسخ این پرسشها منفی است. زیرا کارآمدی یک پدیده مرکب امری است مجموعی که از حاصل جمع (جبری) کارآمدی اجزاء به دست می‌آید. توجه به این نکته می‌تواند راه را بر برخی مغالطات در باب ارزیابی کارآمدی نظام‌های سیاسی، از جمله نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، مسدود کند. بارها دیده شده است که برخی نویسندگان از کارآمدی یکی از اجزای نظام سیاسی لیبرال، کارآمدی کل این نظام را نتیجه گرفته‌اند و برعکس از ناکارآمدی یکی از اجزاء نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، ناکارآمدی کل این نظام را استنتاج کرده‌اند. این کار که همان سرایت دادن حکم جزء به کل است چیزی جز مغالطة مشهور به مغالطة جزء و کل نیست. [13] گاهی برخی اجزاء یک پدیدة مرکب از چنان اهمیت و جایگاهی برخوردارند که در تلقی عرفی و عمومی صحت و درستی یا عیب و نادرستی، کارآمدی یا ناکارآمدی آن جزء با کارآمدی یا ناکارآمدی کل برابر به حساب می‌آید. با معرفی برخی مصادیق این مطلب دربارة پیامدهای این تلقی عرفی بحث کنید.

 3ـ1. کارآمدی ـ ارزش اهداف همان گونه که پدیده‌های گوناگون می‌توانند دارای اهداف متفاوت باشند، یک پدیده خاص نیز ممکن است چند نوع هدف داشته باشد. برخی اهداف کیفی‌اند و برخی کمّی، برخی اهداف ذاتی‌اند و برخی غیرذاتی، برخی اهداف غایی‌اند و برخی غیرغایی. در صورتی که یک پدیده دارای اهداف متنوع باشد، در برآورد کارآمدی آن باید به تفاوت میان آنها و سهم و ارزش هر یک توجه شود. دلیل تفاوت اهداف، به نوع ارزش آنها باز می‌گردد. اگر ارزش یک هدف ارزشی ذاتی باشد، آن هدف به هدفی ذاتی تبدیل، و اگر ارزش یک هدف ارزشی غیر ذاتی (تبعی) باشد آن هدف به هدفی غیرذاتی تبدیل خواهد شد. [14] از این رو باید گفت که نظام ارزشی تعیین کننده اهداف است.

یادآوری: مفهوم ارزش کاربردهای گوناگون دارد. در مجموع می‌توان گفت ارزش یعنی مطلوبیت. از این رو اگر پدیده‌ای به خودی خود مطلوب باشد دارای ارزش ذاتی است؛ و اگر به خودی خود مطلوب نباشد، بلکه از آن جهت مطلوب است که سبب دست‌یابی به مطلوب دیگر است، ارزش آن پدیده غیرذاتی (تبعی) خواهد بود. نکتة در خور توجه آن است که نظام ارزشی به طور عام، خود تابعی از نظام جهان شناسی است. از این رو مقدار ارزش اهداف هر نظام، ‌از جمله نظام سیاسی، تابع نظام جهان شناسی آن است.

 برای مثال در نظام سیاسی مادی‌گرایانه که بر جهان بینی مادّی بنا شده است، ارزش‌های مادی[15] و دنیایی بر ارزش‌های غیرمادی و معنوی،[16] رجحان دارند. (البته، اگر اساساً این گونه نظامها دارای ارزشهای معنوی باشند). یا از نگاه یک نظام سیاسی مبتنی بر اصالت انسان و اصالت سود،[17] مانند لیبرالیسم، ارزش سود، رفاه و امنیت مادی انسان بر هر ارزش دیگری برتری دارد. [18] از این رو، کارآمدی را با مقدار سود، رفاه و امنیت مادی برابر می‌گیرند و هر نظام سیاسی و حکومتی که نتواند این سه هدف را تأمین کند، نظامی ناکارآمد خواهد بود. در مقابل، نظام‌های سیاسی الهی که بر پایه‌های جهان‌بینی دینی قرار یافته‌اند، به ارزشهای معنوی بیش از ارزشهای مادّی بها می‌دهند.

 از این رو، در تعیین مقداری کارآمدی این گونه نظام‌ها مقدار تحقق اهداف معنوی از اهمیت بیشتری برخوردارند، تا آن جا که گاه تحقق این نوع اهداف عدم تحقق برخی اهداف مادی را جبران می‌کند. روشن است که بر پایة آموزه‌های نظام الهی آن دسته از نظام‌هایی که دغدغة اهداف معنوی را ندارند و به ارزشهای دینی و اخلاقی بی‌اعتنا یا کم ‌اعتنا هستند، نظام‌هایی ناکارآمد خواهند بود، هر چند که در تحقق اهداف مادی موفق باشند. از آنچه گذشت روشن می‌شود که کارآمدی هر نظام با توجه به جهان بینی و نظام ارزشی آن مشخص می‌گردد. [19] زیرا شاخصة «اهداف» که تعیین کننده‌ترین شاخصة کارآمدی است از جهان بینی و نظام ارزشی اخذ می‌شوند. اما این تنها اهداف نیستند که از نظام ارزشی اخذ می‌شوند، بلکه نظام ارزشی به طور مستقیم یا غیرمستقیم، دست کم، بر برخی امکانات و موانع تأثیرگذار است. برای مثال نظام ارزشی توحیدی، توافق، همیاری و همدلی با کفار و مشرکان معاند، صورتی که با اساس نظام توحیدی و اهداف آن در تعارض باشد، جائز نمی‌شمارد. [20] نیز در چنین نظامی نمی‌توان از هر وسیله‌ای به مثابه امکان و ابزار رسیدن به اهداف سود جست. نظام ارزشی توحیدی، حمایت از مظلومان و کمک به آنان را از اهداف بسیار مهم خود می‌داند، هر چند که چنین حمایتی به مستمسکی قویّ برای دشمنی دشمنان تبدیل شود و از این رهگذر موانعی جدّی و بزرگ برای نظام توحیدی پدید آید. [21] نتیجه بسیار مهم این قسمت این است که هرگونه تغییر در نظام ارزشی می‌تواند بر کارآمدی تأثیر گذارد.

بحث از مکانیزم تغییردر نظام ارزشی نیازمند بخشی مستقل است. اما آنچه در اینجا به اجمال باید گفت این است که نظام ارزشی، دست کم، ‌به پنج صورت، می‌تواند بر نظر و عمل فاعل (فرد، گروه، سازمان، حکومت) تأثیر گذارد:

 1. هدف‌گذاری؛ 2. تعیین روش، ابزار؛ 3. هنجار آفرینی؛ 4. نیاز آفرینی؛ 5. رفتار و عمل.

برای مثال اگر در جامعه‌ای تجمل و مَدرک تبدیل به ارزش شود، از آنجا که مردم به طور طبیعی خواهان احترام و در پی کسب آن چیزی هستند که با ارزش می‌دانند، در آنان احساس نیاز به تجمل و مدرک پدید می‌آید. این نیاز و تقاضا علاوه بر آن که بر هدف‌گذاری، ‌تصمیم گیری، روش و رفتار آنان تأثیر می‌گذارد، مقتضی تغییر اهداف، روش‌های کلان جامعه و در نتیجه تغییر کارآمدی آن است. [22] در یک تقسیم بندی کلی می‌توان امکانات لازم برای کارآمدی را به دو دستة مادی و غیرمادی تقسیم نمود.

 1ـ3. امکانات طبیعی و مادی مراد از امکانات مادی همة مؤلفه‌ها و عناصری است که به طور طبیعی در اختیار یک نظام قرار دارد. منابع طبیعی، موقعیت جغرافیای سیاسی، وضعیت آب و هوایی، خاک‌، زمین، منابع آبی، منابع زیرزمینی و روزمینی، ضریب هوشی و استعدادی طبیعی، و نظایر آن.

2ـ3. امکانات غیر مادی. برای آن که یک نظام کارآمد باشد، افزون بر امکانات مادی و نبودن موانع، به مجموعه‌ای از امکانات غیرمادی نیازمند است. امکانات غیرمادی طیفی گسترده را شامل می‌شود که در اینجا به برخی از اهم آنها اشاره می‌شود. مبانی اندیشه‌ای (جهان بینی و نظام ارزشی)، مشروعیت، مجموعة قوانین و مقررات صحیح و متناسب (قانون اساسی، قوانین عادی، ‌مقررات،...) ساختار، تشکیلات، طراحی، برنامه‌ریزی، نیروی انسانی متعهد و متخصص، مدیریت، ‌نظارت و کنترل، بستر مناسب سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی داخلی و خارجی و... .

 4. موانع موانع کارآمدی یک نظام نیز به دو دسته کلی تقسیم پذیر است:

 1ـ4. موانع داخلی کمبود یا فقدان هر یک از امکانات مادی و غیر مادی خود مانعی بر سر راه تحقق اهداف یک نظام به حساب می‌آید. افزون بر این،

الف) افزایش تقاضای خدمات (برای مثال در اثرافزایش زاد و ولد، پناهندگان خارجی)،

ب) افزایش آستانه رضایتمندی (برای مثال در اثر ارتقاء سطح آگاهی، ‌رفاه، تغییرات ارزشی، تبلیغات، ...)

ج) تحولات ناموزون و غیرمناسب سیاسی، فرهنگی، اجتماعی

د) میراث‌های منفی و مخرب علمی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، هـ) گروه‌های بی‌تفاوت، مخالف و معاند داخلی

و) اشتباهات و انحرافات مسئولان، مدیران و کارگزاران، ... از جمله موانع داخلی هستند.

2ـ4. موانع خارجی نظام سیاسی، ‌مانند هر پدیده‌ای دیگر، برای تحقق اهداف خود نیازمند آن است که بر موانع خارجی فایق آید. موانع خارجی نظام سیاسی را در یک نگاه کلی می‌توان به شش دسته تقسیم نمود:

 الف. موانع اندیشه‌ای (جهان‌بینی‌ها و نظام‌های ارزشی مخالف، مهاجم).

ب. موانع فرهنگی (فرهنگ‌های متفاوت، مخالف، مهاجم).

ج. موانع سیاسی (اهداف، رویکردها، روش‌ها و رفتارهای سیاسی مخالف، مهاجم).

د. موانع اقتصادی (حصر، بایکوت اقتصادی و...).

هـ . موانع نظامی (حمله، ‌تهدید نظامی). و. موانع مربوط به قوانین و مقررات (قوانین، مقررات، کنوانسیون‌های مخالف).

 با توجه به آنچه گفته شد و نیز مقایسه وضع کشور در بخش‌های مختلف با قبل از انقلاب و نیز کشورهای دیگر و امکانات آنها، می‌توان به دست آورد که آیا این نظام اسلامی موفق بوده است یا نه. این امر مورد قبول است که در نظام جمهوری اسلامی نیز مثل همه نظام‌ها مشکل‌هایی است و کمبودهایی به چشم می‌خورد که باید آنها را با توجه به مقدار امکانات و حجم موانع موجود بر سر راه این نظام مورد ارزیابی قرار داد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: برای تحقیق بیشتر خصوص لازم است به گزارش‌هایی که به طور مستمر از سوی ارگانهای مختلف نظام خصوصاً در ایام الله دهه فجر در هر سال منتشر می‌شود، مراجعه و روند توسعه کشور بررسی شود.

  
نویسنده : مجتبی شمسی ; ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥
تگ ها : مقاله


اشعار انقلابی

اشعار انقلابی

خورشید گل کرد

در آسمان جان ما، خورشید گل کرد

پیش از دعا ،وقت سحر ،خورشید گل کرد

چون لاله ای خونین کفن، در سینه خاک

با یاد میر کربلا،خورشید گل کرد

گل می کند از سوی مشرق،چهره روز

چون چشمه مهر و صفا،خورشید گل کرد

در مغرب شط فرات و دجله، ا ین بار

با پیک پیغام شما،خورشید گل کرد

وقتی که تیرحادثه زد بوسه بر او

در خاک سرخ نینوا،خورشید گل کرد

در دشت شب، بی روشنای کورسوئی

هنگام طوفان بلا ،خورشید گل کرد

از پشت دیوار افق ،آرام آرام

بر پهنه ارض و سما،خورشید گل کرد

از چهره پاکش، تشعشع مو ج می زد

ب ایا دآ ندیرآشنا،خورشی دگ لکر د

در ظلمت شب، با سرود هاتف عشق

در موج موج هر صدا ،خورشید گل کرد

دیگر هراسی از هجوم شب نداریم

در آسمان جان ما،خورشید گل کرد

شاعر: اکبر بهداروند

  
نویسنده : مجتبی شمسی ; ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥


سخنان انقلابی

سخنان انقلابی

  • پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد .
  • این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است .
  • انقلاب اصیل ماجلوه ای از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است .
  • خون شهیدان ، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است .
  • پیروزی انقلاب رهین همه ملت است .
  • رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود .
  • پیروزی انقلاب مرهون فداکاریهای دلاورانه ملت ، خصوصاً شهیدان است .
  • انقلاب ما متکی به معنویات و خداست .
  • این انقلاب با تائیدات غیبی الهی پیروز گردید .
  • چشم دنیا به انقلاب ما معطوف است .
  • ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است .
  • هرچه انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است .
  • این نعمت بزرگ الهی ( انقلاب اسلامی ) را ارزان از دست ندهید .
  • 22 بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرارگیرد .
  • فجر انقلاب ، دمیدن خورشید استقلال و آزادی است .
  • نهضت ایران ، نهضتی بود که خدای تبارک و تعالی در آن نقش داشت .

  
نویسنده : مجتبی شمسی ; ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥
تگ ها : سخنان ، انقلابی


زندیگینامه ی بنیان گذار انقلاب اسلامی

 


 


زندگینامه ی امام خمینی (ره)


در روز بیستم جمادی الثانی 1320 هجری قمری مطابق با 30 شهریور 1281 هجری شمسی (24 سپتامبر 1902 میلادی) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانواده ای اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر سلام الله علیها، روح الله الموسوی الخمینی پای بر خاکدان طبیعت نهاد.



 



او وارث سجایای آبا و اجدادی بود که نسل در نسل در کار هدایت مردم و کسب معارف الهی کوشیده اند. پدر بزرگوار امام خمینی مرحوم آیه الله سید مصطفی موسوی از معاصرین مرحوم آیه الله العظمی میرزای شیرازی (رض)، پس از آنکه سالیانی چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود به ایران بازگشت و در خمین ملجا مردم و هادی آنان در امور دینی بود. در حالیکه بیش از 5 ماه از ولادت روح الله نمی گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت وقت، ندای حق طلبی پدر را که در برابر زورگوئیهایشان به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند و در مسیر خمین به اراک وی را به شهادت رساندند. بستگان شهید برای اجرای حکم الهی قصاص به تهران (دارالحکومه وقت) رهسپار شدند و بر اجرای عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.

بدین ترتیب امام خمینی از اوان کودکی با رنج یتیمی آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وی دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مومنه اش (بانو هاجر) که خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیه الله خوانساری (صاحب زبده التصانیف) بوده است و همچنین نزد عمه مکرمه اش (صاحبه خانم) که بانویی شجاع و حق جو بود، سپری کرد اما در سن 15 سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز نی محروم گردید.

حضرت امام از سنین کودکی و نوجوانی با بهره گیری از هوشی سرشار، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزه های دینیه، از آن جمله ادبیات عرب، منطق و فقه و اصول را نزد معلمین و علمای منطقه (نظیر آقا میرزا محمود افتخار العلما، مرحوم میرزا رضا نجفی خمینی، مرحوم آقا شیخ علی محمد بروجردی، مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراکی و بیش ازهمه نزد برادر بزرگش آیه الله سیدمرتضی پسندیده) فرا گرفت و در سال 1298 هـ ش عازم حوزه علمیه اراک شد.



تحصیل و تدریس

اندکی پس از هجرت آیه الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی رحمه الله علیه (نوروز 1300 هجری شمسی، مطابق با رجب المرجب 1340 هجری قمری) امام خمینی نیز رهسپار حوزه علمیه قم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را نزد اساتید حوزه قم طی کرد. که می توان از فرا گرفتن تتمه مباحث کتاب مطول (در علم معانی و بیان) نزد مرحوم آقا میرزا محمد علی ادیب تهرانی و تکمیل دروس سطح نزد مرحوم آیه الله سیدمحمد تقی خوانساری، و بیشتر نزد مرحوم آیه الله سید علی یثربی کاشانی و دروس خارج فق و اصول نزد زعیم حوزه قم آیه الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی رضوان الله علیهم نام برد.

روح حساس و جستجوگر امام خمینی باعث می شد تا ایشان تنها به ادبیات عرب و دروس فقه و اصول بسنده نکند و به دیگر رشته های علمی نیز علاقمندانه روی آورد. از اینرو همزمان با فراگیری فقه و اصول نزد فقها و مجتهدین وقت به فراگیری ریاضیات و هئیت و فلسفه نزد مرحوم حاج سیدابوالحسن رفیعی قزوینی و ادامه همین دروس به اضافه علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقا میرزا علی اکبر حکمی یزدی و عروض و قوافی و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نزد مرحوم آقا شیخ محمد رضا مسجد شاهی اصفهانی و اخلاق و عرفان را نزد مرحوم آیه الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی و عالیترین سطوح عرفان نظری و عملی را به مدت شش سال نزد مرحوم آیه الله آقا میرزا محمد علی شاه آبادی ـ اعلی الله مقاماتهم ـ بپردازد.



پس از رحلت آیه الله العظمی حایری یزدی تلاش امام خمینی به همراه جمعی دیگر از مجتهدین حوزه علمیه قم به نتیجه رسید و آیه الله العظمی بروجردی (رض) به عنوان زعیم حوزه علمیه عازم قم گردید. در این زمان. امام خمینی به عنوان یکی از مدرسین و مجتهدین صاحب رای در فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق شناخته می شد و زهد و وارستگی، تعبد و تقوای او زبانزد خاص و عام بود. همین خصلتهای متعالی که از طریق سالها مجاهده با نفس و ریاضتهای شرعی و تجربه مبانی و مفاهیم عرفانی در متن زندگی شخصی و اجتماعی به دست آمده بودند و همچنین مشی سیاسی حضرت امام که سخت معتقد به حفظ کیان حوزه ها و اقتدار روحانیت و زعامت دینی به عنوان تنها پناهگاه مردم در آن روزها ی خطیر و پرآشوب بود، این عوامل موجب می شدند تا آن حضرت علیرغم شایستگیها و اختلاف نظرها، همواره علم و فضل و تلاش خویش را در خدمت به تحکیم حوزه تازه تاسیس علمیه قم و به عنوان مدافعی دلسوز در کنار آیه الله العظمی حایری و آیه الله العظمی بروجردی باقی بماند. پس از رحلت آیه الله بروجردی نیز امام خمینی علی رغم رویکرد گسترده طلاب و فضلا و جامعه اسلامی به ایشان به عنوان یکی از مراجع تقلید، از هر گونه اقدامی که شائبه موقعیت طلبی و مقام خواهی داشته باشد به شدت پرهیز داشت و دوستان خویش را همواره به بی اعتنایی به اینگونه مسائل فرا می خواند. در زمانی که آگاهان جامعه اسلامی گرد وجود او را به عنوان منادی اسلام راستین گرفتند و آرزوهای خویش را در تقوی و علم و آگاهیهای وی یافتند، کمترین تغییری در مشی و منش امام خمینی پدید نیامد و این تکیه کلام همیشگی او بود که می فرمود:



«من خود را خادم و سرباز اسلام و ملت می دانم».

حضرت امام طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قم به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامی در مدرسه فیضیه، مسجد اعظم، مسجد محمدیه، مدرسه حاج ملاصادق، مسجد سلماسی و.. .. همت گماشت و در حوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجد شیخ اعظم انصاری (ره) معارف اهل بیت و فقه را در عالیترین سطوح تدریس نمود و در نجف بود که برای نخستین بار مبانی نظری حکومت اسلامی را در سلسله درسهای ولایت فقیه بازگو نمود. به گفته شاگردان ایشان درس امام خمینی از معتبرترین کانونهای درسی حوزه محسوب می شد و در برخی از دوره هاـ سالهای تدریس در حوزه علمیه قم ـ شاگردان حاضر در محضر استاد به 1200 نفر هم رسیده بود که در میان آنان دهها تن از مجتهدین مسلم و شناخته شده حاضر بودند و ازمکتب فقه و اصول امام خمینی بهره می بردند. از برکات سالها تدریس امام خمینی تربیت صدها و بلکه به اعتبار مدت طولانی تدریس هزاران عالم و فرزانه ای بوده است که هر یک از آنها اینک روشنی بخش حوزه های دینیه اند و مجتهدان و فقیهان و عرفای برجسته و مطرح امروز در حوزه علمیه قم و دیگر مراکز دینی در زمزه شاگردان مکتب آن حضرت می باشند و متفکرانی همچون علامه شهید استاد مطهری و شهید مظلوم دکتر بهشتی افتخارشان این بود که سالها از محضر آن عارف کامل فیض برده اند. و امروزه چهره های درخشان روحانیتی که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را در مصادر امور کشور راهبری می کنند از تربیت یافتگان مکتب فقهی و سیاسی امام خمینی بشمار می روند.



صفات بارز امام

امام خمینی (ره) از نظر علم و عمل، درک عمیق معرفتی و نیز تقوای عملی و علمی، از بزرگ ترین شخصیت های اسلامی به شمار می آمد. ایشان هم چنین در اندیشه دینی و تسلط بر معارف تشیع، وارستگی، تهذیب نفس، شجاعت، درک زمان، شناخت جامعه، رأفت با دوستان و شدت با دشمنان بی نظیر بود. اراده پولادین وی که ریشه در ایمان و اتکایش به خداوند داشت، اجازه نمی داد هیچ مانعی در عملی ساختن مقاصد والایش جلودار شود. ایشان در عین حال انسانی بسیار مهربان، سرشار از عطوفت، خویشتن دار و پرهیز کار بود و صبر و استقامت، مانع از آن بود که سخت ترین حوادث، خللی در اراده ایشان در رسیدن به هدف ایجاد کند.



قاطعیت امام (ره):

زمانی که امام خمینی (ره) امری را وظیفه و تکلیف شرعی خویش تشخیص می دادند، اگر سایر افراد هم با آن مخالفت می کردند، با قاطعیت تمام و بدون هیچ ترس و واهمه ای آن را دنبال کرده و انجام می دادند. ایشان در زمان پهلوی، خطاب به فرستاده رژیم شاه می گویند: «این را بدانید تا زنده هستم، اگر در خانه ام را هم به رویم ببندید، از پای نخواهم نشست و با این نیش قلم، علیه شما خواهم نوشت و اگر نشد، از شکاف در سخنم را به مردم خواهم رساند».



سیمای مردمی امام (ره):

جمله ویژگی های رهبری الهی امام خمینی (ره) آمیختگی بعد الهی با روح مردم داری ایشان بود. حضرت امام (ره) پیوسته خود را خدمتگزار و عاشق مردم می دانستند. ایشان می فرمودند: «مردم شریف ایران! من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش می دانم و شما می دانید که من به شما عشق می ورزم و شما را می شناسم، شما هم مرا می شناسید».



نظم در زندگی:

امام خمینی در پیروی از فرمایش امام علی (ع)، در رعایت پرهیزکاری و نظم در امور، از نمونه های کامل به شمار می روند که ضمن تهذیب نفس و تقوا، برای تمامی ساعات شبانه روز برنامه ای خاص داشتند. تمامی کارهای ایشان، از جمله مطالعه، عبادت، دعا و نیایش، رسیدگی به امور مسلمانان و کشورهای اسلامی، استراحت و اوقات فراغت و انجام امور برنامه و زمان مشخصی داشتند. ایشان ضمن پشتکار و خستگی ناپذیری، بر خدا توکل می کردند که همین ویژگی ها، سبب بهره برداری هرچه بهتر از ساعات پر برکت عمر ایشان به شمار می رود.



امام و نماز:

نماز، ارتباط بین بنده و خداوندگار عالمیان و صفا دهنده روح آدمی است که آن را جانی تازه می بخشند. نقل می کنند در روزهایی که امام خمینی (ره)، در بیمارستان تحت معالجه و عمل جراحی بودند و زیر دستگاه اکسیژن قرار داشتند، نماز ظهر و عصر آن روز را به همان وضع ادا نمودند و حتی در آن حال، نماز شب خود را نیز ترک نکردند.

حضرت امام خمینی (ره)، برای نماز تمیزترین جامه را بر تن می کردند. ایشان سپس با دقت وضو می گرفتند و محاسن مبارک خود را شانه می کردند. بعد عطر می زدند و پس از گذاشتن عمامه بر سرشان به نماز می ایستادند. حتی در هنگام بیماری و با وجود زخمی بزرگ در ناحیه شکم، ایشان موقع نماز، تمیزترین جامه ها را بر تن می کردند.



امام و دوستی با فرزندان:

امام خمینی (ره) در عین داشتن صلابت و صراحت، پدری مهربان و دل سوز و یاری امین برای اطرافیان و آشنایان نیز بودند. یکی از فرزندان این بزرگوار در وصف پدر چنین می گوید: «امام با افراد خانواده بسیار گرم و مهربان بودند، ولی در عین حال به خاطر جذبه ای که داشتند، از ایشان حساب می بردیم. امام همه اولادشان را به یک نظر نگاه می کردند، به طوری که بعد از این همه سال، متوجه نشدیم کدام یک از فرزندانشان را بیش تر دوست داشته اند».



آینده نگری و عاقبت سنجی امام:

آینده نگری و عاقبت اندیشی در امور، از ویژگی های شخصیتی امام خمینی (ره) به شمار می رفت که همواره به آن توجه وافری داشتند. ایشان در جایی فرموده بودند: « در این مبارزه، بذری را که الان می کاریم، ممکن است پنجاه سال دیگر به نتیجه برسد».



بصیرت و بینش امام

بصیرت، بینایی و دیدن مسائل و عمق زوایای امور، از ویژگی های شخصیتی امام خمینی (ره) به شمار می رفت که در فراز و نشیب های مسایل، از آن استفاده می کردند. ایشان نقل می کنند که: « گاهی کسی پیش من آمده، شروع به صحبت می کند (؛ولی) هنوز حرفش تمام نشده، می فهمم که آن چه می خواهد بگوید، چه نقشه ای دارد و چه نتیجه ای می خواهد از این ملاقات بگیرد.»

امام خمینی (ره) از همه علوم لازمه برای موفقیت در نهضت بهره مند بود. او عالمی اسلام شناس، سیاستمدار، مردم شناس، آگاه به مسائل روز دنیا و تاریخ عمومی و تاریخ اسلام بود که از فلسفه و عرفان و اخلاق و همه علوم تخصصی حوزوی در حد بسیار بالایی برخودار بود به گونه ای که نه تنها در حرکت های خود نیاز علمی به کسی نداشت؛ بلکه از استادان مشهور به شمار می رفت. یکی از نزدیکان امام می گوید: «یکی از اساتید نجف می گفت: من بیست سال در نجف درس خواندم و خیال می کردم مستغنی شده ام، اما وقتی امام نجف آمدند و من به درس او رفتم! دیدم خیر، هنوز چیزی نفهمیده ام».



امام (ره) و طرح مباحث نظری حکومت:

با تبعید شدن امام خمینی (ره) به نجف اشرف، ایشان در بهمن 1348، سلسله درس هایی را درباره حکومت اسلامی و ولایت فقیه مطرح نمودند. امام در آن درس ها، دورنمای مبارزه و هدف های نهضت را ترسیم، و مبانی فقهی، اصولی و عقلی حکومت اسلامی و مباحث نظری حکومت داری را ارائه کردند. با انتشار این مطالب در قالب کتاب ولایت فقیه، شور تازه ای در میان مبارزان به وجود آمد.



امام (ره) و طرح مسایل نوین فقهی:

دوران تبعید امام خمینی (ره) در ترکیه، با سختی های زیادی همراه بود، به گونه ای که حتی ایشان حق پوشیدن لباس روحانیت را نداشت. این دوران تبعید، یازده ماه به طول انجامید. ترک ها برای منزوی ساختن ایشان، چندین بار محل سکونت را تغییر دادند، اما امام چون کوهی استوار در مقابل دشمنان ایستاده و با وجود همه مشکلات، با استفاده از فرصت به دست آمده در ترکیه، به تدوین کتاب تحریر الوسیله پرداختند که در آن، برای اولین بار از احکام جهاد، دفاع، امر به معروف و نهی از منکر، در رساله های عملیه یاد شده بود.



امام، عرفان و تعقل:

بیش تر عرفا، سیر و سلوک را امری نفی کننده تعقل، یا جدای از آن می دانند و عقیده دارند که راه عرفان، جدای از طریق عقل است و مسایل عرفانی، یافتنی است، نه گفتنی. امام خمینی (ره) نه تنها در پیمودن این مسیر، عقل را مردود نمی شمردند؛ بلکه برای طرح مبانی عرفانی و خداشناسی، استدلال عقلی هم می کردند. در واقع امام، با تأثیر پذیری از قرآن و تعالیم اهل بیت (ع) برای عنصر تفکر و اندیشه، احترام خاصی قائل بوده و از تعقل به شدت حمایت می کردند. در عرفان ایشان، تفکر و تحقیق، یکی از ارکان و سلوک به شمار می آید.



امام و درس اخلاق:

پس از رحلت آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، استاد بزرگ اخلاق، امام خمینی (ره) این درس را در عصر روزهای جمعه ادامه دادند که البته بعدها توسط کارگزاران رضاخان به تعطیلی کشید. یکی از شاگردان این کلاس می گوید: «امام، در هفته یک بار درس اخلاق داشتند که یک هفته انسان را کنار از گناه نگاه می داشت و تحت تأثیر آن، او را از تمایلات مادی و حیوانی باز می داشت».



امام و توصیه به تهذیب نفس در جوانی:

حضرت امام خمینی (ره) در نامه ای که به فرزندشان حاج احمد آقا نگاشت، در مورد چگونگی استفاده از دوران جوانی، چنین سفارش می کند. «عزیزم! از جوانی به اندازه ای که باقی است، استفاده کن در پیری همه چیز از دست می رود؛ حتی توجه به آخرت و خدای تعالی. از مکرهای بزرگ شیطان و نفس اماره آن است که جوانان را وعده طول عمر می دهد و تا لحظه آخر با وعده های پوچ، انسان را از ذکر خدا و اخلاص برای او باز می دارد تا مرگ برسد و در آن حال، ایمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، می گیرد».



 


امام (ره) از دیدگاه مقام معظم رهبری:

مقام معظم رهبری، عظمت روح و شخصیت والای امام خمینی (ره) را چنین بیان می کنند: « نام آور بزرگ دوران معاصر، یعنی امام روح امام خمینی (ره) دانشمندی پارسا و خردمندی پرهیزکار و حکیمی سیاست مدار و مؤمنی نواندیش و عارفی شجاع و هوشمند و فرمانروایی عادل و مجاهدی فداکار بود. او فقیه و اصولی و فیلسوف و عارف و معلم اخلاق و ادیب و شاعر بود. در او خصلت های برجسته خداداد، در آمیخته با آن چه او خود از معارفی قرآنی آموخته و دل و جانش را به آن زیور داده بود، شخصیت عظیم و جذاب و تأثیر گذاری پدید آورده بود که هر یک از چهره های برجسته یک قرن اخیر جهان ـ که قرن رجال بزرگ و مصلحان نام آور دینی و سیاسی و اجتماعی است ـ در برابر آن کم جاذبه و یک بُعدی و کوچک به نظر می آمدند».

  
نویسنده : مجتبی شمسی ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥


مقاله((چرا انقلاب هنوز پا برجاست

مقالات انقلابی

  • چرا انقلاب اسلامی ایران هنوز پابرجاست؟ چه عواملی این پایداری را تقویت می کند؟

پیروزی انقلاب اسلامی سرآغاز تحولات گسترده عمیق و فزاینده در ایران و بسیاری از کشورهای جهان شد این حادثه بزرگ قرن، بسیاری از معاملات سیاسی جهان و منطقه را به نفع مستضعفان تغییر داد و موج حرکت‌های آزادی‌بخش و استکبارزدایی سراسر جهان را موجب شد پیروزی انقلاب اسلامی موجب درهم شکسته شدن هیمنه استکبار جهانی گشته و ثابت کرد چگونه بسیاری از ناممکن‌ها با ارادة جمعی یک ملت و با توکّل به خداوند متعال ممکن شده و یک رژیم تا دندان مسلّح و برخوردار از حمایت‌های همه جانبه قدرت‌های بزرگ با دست خالی مردم به زانو در آمده، انقلاب اسلامی موجب مجد و عظمت اسلام و احیای هویت دینی امت اسلامی و منشأ رشد معنویت‌گرایی شد.

 تأثیرات انقلاب اسلامی ایران با گذشت ربع قرن از حیات پربرکت آن به گونه‌ای است که نیکسون رئیس جمهور آمریکا معتقد بود جهان اسلام در قرن بیست و یکم یکی از مهم‌ترین میدان های زورآزمایی سیاست خارجی آمریکاست». [1]

عواملی که با وجود دشمنی‌ها و کینه‌توزیهای دشمنان انقلاب سبب تداوم پیروزی انقلاب اسلامی شده را باید در ویژگی‌های خاص انقلاب اسلامی ایران جستجو نمود که عمده‌ترین آنها از این قرار است:

1. اسلامی بودن انقلاب و تکیه بر مذهب: تکیه بر ارزشهای دینی و پی‌اندازی حکومتی برخاسته از متن دین و سازگار با آرمانی‌ترین اهداف و انتظارات بشر، از اساسی‌ترین ویژگی‌های انقلاب اسلامی است که عامل اصلی انقلاب اسلامی محسوب می‌شود؛ مرحوم امام می فرمایند: «اسلام و حکومت اسلامی پدیدة الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین درجه تأمین می‌کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ به ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسانها را به کمال مطلوب خود برساند.» [2]

بنابراین انقلاب اسلامی تا وقتی در خط صحیح اسلام ناب با دقت حرکت کند و مردم روحیة دفاع از اسلام و ارزش‌های اسلامی را زنده نگه دارند، هیچ قدرتی نمی‌تواند نظام جمهوری اسلامی را از حرکت به سمت هدفهای خود باز دارد. از جلوه‌های اسلامی بودن انقلاب اسلامی این است که مشروعیت حکومت برخاسته از اراده خداوند است «زیرا اساساً هیچ‌گونه ولایتی جز با انتساب به اذن الهی، مشروعیت نمی‌یابد، هر چند همراه با مقبولیت باشد.» [3] و این مشروعیت الهی حکومت، حقانیت حکومت و حاکم اسلامی را در گرو پایبندی به موازین اسلامی قرار می‌دهد و نه خواست مردم هر چند حکومت اسلامی برای تحقق عینی و فعلیت بخشیدن به احکام دینی پذیرش مردم را لازم دارد و باید اسباب و عوامل رضایت مشروع مردم را فراهم کند.

بنابراین پیروزی انقلاب اسلامی پابرجاست چون مشروعیت حکومت از ناحیه خداوند است و این مشروعیت تا زمانی که پایبندی به موازین اسلامی و الهی باقی باشد، پابرجاست.

2 . مردمی بودن انقلاب: از خصوصیات انقلاب اسلامی ایران این است که با خواست و اراده مردم همراه است «قیام جمعیتی بزرگ و یکدل و یک جان با حرکتی پر تلاش و هدفدار و هماهنگ روی خط رهبری مکتبی، در اوج پاکی و صفا و ایثار، ذوب شده در اسلام و رهبر، یکی از خصائص ممتاز انقلاب اسلامی است که تاریخ آن را کمتر بخود دیده است.» [4]

مقام معظم رهبری می فرمایند: انقلاب اسلامی دو خصوصیت استثنایی داشت یک خصوصیت اینکه مبنای این انقلاب ارزشهای دینی و اخلاقی و معنوی بود و خصوصیت دیگر این بود که انقلاب بر پایه اراده و خواست مردم در تشکیل و ادارة حکومت باقی ماند» [5]

 3 . رهبری صادقانه و حکیمانه: بی‌شک صداقت، صراحت، شجاعت، سازش ناپذیری، از جان گذشتگی، صلابت و قاطعیت، ‌عشق به اسلام، مقام عرفانی، وارستگی، ‌شخصیت والای علمی و فقاهتی و سادگی معنی‌دار زندگی امام در ارائه الگوی رهبری مؤثر بوده است، ولی آنچه که مهمتر از این شاخصهای برجسته، امام را به عنوان اسوه قرار داده و به وی نقشی برتر از یک رهبر انقلاب بخشیده این است که «ندای امام از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمی‌خاست، مردمی که در طول چهارده قرن حماسه محمد‌ ـ صلی الله علیه و آله ـ ، علی ـ علیه السلام ـ زهرا ـ سلام الله علیها ـ ،حسن ـ علیه السلام ـ ، حسین ـ علیه السلام ـ ، زینب ـ سلام الله علیها ـ ، سلمان و ابوذر .... و صدها هزار شخصیت اسلامی دیگر را شنیده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند او را آئینة تمام نمای فرهنگ و هویت اسلامی خود که تحقیر شده بود دیدند.» [6]

پس رهبری انقلاب اسلامی در چارچوب ولایت فقیه که تداوم امامت است از عوامل مهم پیروزی و تدام موفقیت انقلاب اسلامی محسوب می‌شود، لذا باید گفت «اصل ولایت فقیه و پیوستن همه راه‌های اصلی نظام به مرکز ولایت، نقطة درخشان نظام اسلامی است این اصل همان ذخیره پایان‌ناپذیری است که باید مشکلات نظام جمهوری اسلامی را در حساس‌ترین لحظات و خطرناک‌ترین گردنه‌های مسیر پر خطر جمهوری اسلامی حل کند و گره‌های ناگشودنی را بگشاید.» [7]

در واقع «یک انقلاب در حد کمال مطلوب سه رکن اساسی دارد که عبارت است از: برخورداری از یک ایدئولوژی و مکتب پویا و انقلابی، مشارکت گسترده، فعالانه و ایثارگرانه مردم از همه طبقات، ظهور و نهادینه شدن رهبری مورد قبول عموم مردم با ویژگی‌های شخصی همچون نبوغ، اقتدار، صلابت و جسارت در تصمیم‌گیری، انقلاب اسلامی در هر سه رکن از تمامیت و عظمت بی‌نظیری برخوردار بوده است. حفظ ویژگی‌های این سه رکن اساسی اقتدار نظام و انقلاب، می‌تواند هم‌چنان عامل تداوم و توسعه آن گردد و هر نوع آسیبی که به این سه رکن وارد آید موجبات زوال تدریجی و انحطاط انقلاب را فراهم خواهد کرد.»   [8]

4 . اهداف بلند انقلاب اسلامی و تکیه بر نیازهای واقعی و فطری مردم: انقلاب اسلامی در همه‌ ابعاد فردی و اجتماعی، داخلی و خارجی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اهداف بسیار بلندی برای حکومت ترسیم نموده است که این اهداف مأخوذ از قرآن و سنت بود و در شعارهای مردم تجلی یافته بود استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، حاکمیت ارزش‌های الهی و نفی سلطه شرق و غرب، عدالت اجتماعی و... انقلاب اسلامی با تکیه بر نیازهای فطری واقعی مردم اهداف بلند نظام را در اصل سوم قانون اساسی در طی شانزده بند تبیین نموده که به راستی هر بیننده‌ای را مجذوب جامعیت خویش می‌سازد که به کار بستن این اهداف تضمین‌کننده سعادت نسل حاضر و تمامی نسل‌های آینده خواهد بود، لذا مقام معظم رهبری می فرمایند: «اگر یک حرکت تاریخی همچون انقلاب اسلامی شعارهایش بر نیازهای ذاتی انسان نظیر عدالت‌خواهی، استقلال، آزادی واقعی، مبارزه با فقر، فساد و تبعیض و دفاع از مظلوم مبتنی باشد، به شرط آن که مسئولان و مردم به وظایف خود عمل کنند؛ هیچ‌گاه پیر نخواهد شد و همواره جوان و پویا و پرنشاط خواهد بود.» [9]

 ۵ . دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی و جلوه‌های کارآمدی نظام جمهوری اسلامی: دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی برای اسلام و مسلمین در داخل کشور و خارج از کشور بی‌نظیر بوده است.

سرنگونی نظام شاهنشاهی و استمرار نظام جمهوری اسلامی، استقلال و تحمّل در اصول و رفتارهای سیاست خارجی، احیای اسلام و آوردن مذهب به متن زندگی مردم و بازگرداندن اسلام به صحنة جهان،‌ دفاع از حقوق همه مسلمانان و بیداری و آگاهی بخشیدن به آنان، آشکار شدن ابعاد سیاسی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حکومتی اسلام راستین و توانائی‌ها و جامعیت مذهب شیعه و از بین بردن خودباختگی و ایجاد روحیه خودباوری در ملت ایران و مسلمانان جهان، شکستن هیمنه و ابهت قدرتهای بزرگ و ... نمونه‌‌ها و بخشی از سرفصلها و عناوین مهم دستاوردهای انقلاب اسلامی است همچنین مقایسه‌ای اجمالی بین وضعیت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قبل از انقلاب با پس از پیروزی انقلاب؛ گواه کارآمدی نظام جمهوری اسلامی و پیشرفت سریع انقلاب، علی‌رغم برخی کاستی‌ها و مشکلات اقتصادی و اجتماعی است.

تصوّر درست دستاوردهای انقلاب و کارآمدی انقلاب اسلامی ضرورت تداوم انقلاب را تصدیق می کند و بررسی شناخت و احساس‌ کارآمدی نظام اسلامی اقبال بیشتر به سوی انقلاب، عشق و علاقه، دلبستگی و وابستگی به انقلاب را پدید می‌آورد.

پس درک دستاوردهای انقلاب، درک ارزش و اهمیت انقلاب، تبیین کارآمدی نظام و کارهای بزرگی که انجام شده، امیدواری به آیندة روشن، آمادگی برای قدردانی و شکر نعمت انقلاب را با کوشش در راه تداوم آن به همراه دارد.

6 . وحدت ملی، از عوامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی وحدت و یکپارچگی مردم بود که در سایر انقلاب‌ها کمتر دیده می‌شود و اسلام تنها چیزی بود که این یکپارچگی را بوجود آورد و جز این اگر شعار و شعور دیگر حاکم بود بی‌شک به این وحدت لطمه وارد می‌آورد و به اختلاف نظر می‌کشاند، به دلیل اسلامی بودن نهضت بود که همه گروه‌های مختلف در یک مسیر و یک صف قرار گرفتند.

همین عامل پیروزی، عامل تداوم آن نیز هست، یکپارچگی و وحدت مردم در صحنه و تأکید بر پیاده شدن ارزشها و معیارهای اسلامی و تبعیت از رهبری: عاملی است که سبب پویائی و کارآمدی نظام و تداوم آن خواهد شد.

مرحوم امام در وصیت‌نامه الهی سیاسی خویش چنین می فرمایند: «بی‌تردید رمز بقاء انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می‌داند و نسل های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد... توصیه اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان به ویژه در عصر حاضر آن است که در مقابل این توطئه‌ها عکس‌العمل‌ نشان داده و به انسجام و وحدت خود به هر راه ممکن افزایش دهند و کفار و منافقان را مأیوس نمایند.». [10]

بنابراین انقلاب اسلامی و پیروزی آن پابرجاست، زیرا انقلاب اسلامی نظامی است اسلامی، دینی و مردمی، دارای رهبری شایسته که بر تأمین نیازهای واقعی مردم همت گماشته و اهداف بلندی را فراروی خود قرار داده و با وحدت کلمه و انسجام ملی به سمت دستیابی به این اهداف حرکت می‌کند و در این راه دستاوردهای بزرگی در داخل و خارج کشور به دست آورده و به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته؛ که البته راه طولانی تا رسیدن به نقطه آرمانی و تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامی پیش رو داریم که انشاء الله با مدد الهی و همت مسئولین نظام و مردم غیرتمند کشور مشکلات برطرف شده و وصول به این اهداف ممکن خواهد شد معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. شهید مطهری(ره)، پیرامون انقلاب اسلامی، انتشارات صدرا، 1368.

 2. ویژگی‌های انقلاب اسلامی در آینه نگاه مقام معظم رهبری، تهران، مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، 1380.

3. منوچهری محمدی، انقلاب اسلامی زمینه‌ها و پیامدها، نشر معارف 80، ص 279 تا 292.

 ۴. جمعی از نویسندگان، انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، نشر معارف 1377، ص 199 تا

  
نویسنده : مجتبی شمسی ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥